آسمانآسمان، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 27 روز سن داره

من و نی نی خوشملم

اولین مسافرت

1392/9/10 13:56
نویسنده : nasim
1,033 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دختره نازه .میدونم خیلی دیر اومدم باور کن اصلا برام وقت نمیزاری چند روزه هرروز میخوام بیام آپ کنم ولی باز نمیشه ولی امروز میخوام بنویسم البته اگه بزاری فعلا که داری از سر  کولم بالا میری

اول از همه از مسافرت بگم که 6 آبان رفتیم نوشهر با عمو علیرضا 3 روز نوشهر بودیم و 3 روز رامسر خیلی خوب بود بابا محمد همه سعیشو کرد که به من خوش بگذره و روحیم عوض بشه .دستش درد نکنه مسافرت خوبی بود شما هم کلی خوشحال بودی و اصلا اذیت نکردی فقط از خوشحالی شبا نمی خوابیدی.و تو  راه هم بیشتر مسیر خوابیدی خدارشکر.هر وقت هم میرفتم بیرون همه کلی قربون صدقت میرفتن و ازت عکس مینداختن و شما هم مهربون بودی و غریبی نمیکردی. راستی رامسر که رفته بودیم رفتیم پیش نانا عزیزم بالاخره همدیگرو دیدیم و کلی خوشحال شدم

از کارات بگم که تا وقتی شمال بودیم شما همچنان  دنده عقب میرفتی و شبی که رسیدیم تهران برای اولین بار به حالت قورباغه ای رفتی جلو و من و بابا محمد کلی ذوق کردیم از فرداش هم چهار دست و پا رفتی اصلا باورم نمیشد بعد هم دیگه کم کم شیطونی هات شروع شد و الان دیگه همش باید دنبالت بدوم میری رومیز میخوابی و همه چیز و بهم میریزی و میز تلویزین میگیری و وایمیستی که دیروز هم افتادی و گریه کردی که خیلی ناراحت شدم راستی اینم بگم عاشق آشپزانه ای دوست داری بری جلوی گاز و خودتو بوس کنی و شیشه گاز کثیف کنی.خیلی خوب با اسباب بازی هات بازی میکنی و وقتی خسته میشی میای ازم آویزون میشی که بغلت کنم

یه بار هم مریض شدی و تب ویروسی گرفتی که خدارو شکر 2 روزه خوب شدی.از دندوناتم که هنوز همون یه دونه دندونو داری تنبل خانوم ولی انقدر بامزه شدی با همون یه دونه که من میخوام برات بمیرم.

هر روز هم وابستگیت بهم بیشتر میشه و من عاشقه اینم چون قشنگتین حس دنیاست که تو تو بغلم آرامش میگری .شبا که بابا محمد از سرکار میاد اول میره دوش میگیره شما هم کلی گریه میکنی تا بیاد قربون دلت بشم که واسه بابا تنگ میشه


راستی یه چیز با مزه یاد گرفتی همه چیز میزاری در گوشت و میگی الو وای که میخوام برات بمیرم وقتی این کارو میکنی خاله یلدا برات یه کتاب خریده خیلی دوست داری میگیری دستت واز خودت صدا درمیاری انگار داری میخونی گاهی هم حواسم نباشه میخوریش

یه مدت شبا خیلی اذیتم میکنی و نمیزاری درست بخوابم شاید واسه دندونت باشه امیدوارم زود دربیاد و راحت بشی

 

وای یادم رفت این بگم که چقدر خدا بهم رحم کرد روزی که داشتیم میرفتیم شمال داشتم مسواک میزدم و بابا محمد هم حمام بود که دیدم شما داری سرفه میکنی اومدم پیشت دیدم مقوای سی دی خوردی و گیر کرده تو گلوت مردم و زنده شدم زود دستمو کردم تو گلوتو دراورد هنوزم یادم میافته تنم میلره خدارو شکرررررررررررررر به خیر گذشت

از حسم بگم که هر روز عاشق و عاشقتر میشم انقدر دوست داره که میخوام برات بمیرم و روزی هزار بار خدای مهربو برای داشتن تو شکر میکنم که اگه نبودی الان زنده بودم.خیلی وست دارم عروسکم

دیگه چیزییادم نمیاد الان هم تو بغلم داری جی جی میخوری حالا چند تا عکس برات میزارم

بام رامسر

اینم به خاطره اسمم ههههههههه

 

اینم یه عکس از دندونت

 

 

لصفا انقدر ازم عکس نگیرید

 

اینجا تو تلکابین خوابت برد همراه با پسونک که هیچ وقت نمیخوری

حالا چند تا عکس از شیطونی هات

 

وای چقدر عکس گذاشتم دیگه خسته شدم

 

 


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

لومینوس
10 آذر 92 15:08
واااااااااای یعنی من میمیرم دیگه برات عرووووووووووسکم نسیم جونم انشالله همیشه کنار هم شاد باشین عزیزم، دوستون دارم خیلی زیاد خانواده خوشبخت
nasim
پاسخ
مرسی لومی جونممممممممممم شما هم همینطور هیوای نازمو ببوس
eagle
11 دی 92 11:54
مامان نسیم کوچولو منو میلینکی؟ من لینکیدمت. ایگل جون وبت باز نمیشه